انجمن زیست شناسی
| ||
|
بگو،به هرآن چه درآسمان هاو زمین است،ژرف بنگرید." اما موضوع تناقض مذکور این است که اگر موجودات قدیمی رادر همان زمان به یکباره منقرض شده فرض کنیم،پس چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم ازآنها فرزندانی باقی مانده باشد تادر نسل های بعدی دگرگون شوند واین باتعریف انقراض گروهی سازگارنیست.در نتیجه باید حداقل تعدادی ازآنهاازآن تغییرات شدید بوم شناختی جان سالم به در برده باشند تا نوادگان شان در طی نسل های مختلف تغییر حاصل کنند.مثلا در مورد همان دایناسورها اگر قائل به این امر باشیم که همه آنها در طی پنجمین انقراض گروهی به علت برخورد شهاب سنگ ها ویا فوران های آتشفشانی،در پایان دوره کرتاسه ازبین رفته اند،پس فرآیند تغییر شکل وتکامل پرندگان و خزندگان ازآنها بی معنا خواهد شد.بنابراین بهتر است بادیدگاهی دیگر به پدیده انقراض نگاه کنیم:
ازیک منظر،تعریف کلی انقراض می تواند دو جنبه داشته باشد و ازاین جهت می توانیم انقراض رابه دو دسته تقسیم کنیم؛انقراض آنی یا ناگهانی و انقراض تدریجی.انقراض ناگهانی رامی توان به این صورت تعریف نمود:"نابودی همه افراد گونه ای خاص دریک بازه زمانی بسیار کوتاه به هر علتی مثلا دراثریک فاجعه".که این تعریف،ازبرخی جهات شبیه به تعریف انقراض گروهی است.دراین مورد شواهد زیادی به لحاظ دیرینه شناسی وجود داردو فسیل های یافت شده نیز موید آن هستند.جاندارانی که در مدت زمانی اندک در مقیاس زمین شناسی و در وسعت جغرافیایی محدودی زیسته و سپس ازمیان رفته انداز این جمله اند که به فسیل آنها فسیل شاخص می گویند.ازعوامل دخیل دراین نوع انقراض می توان حادثه یافاجعه ای رانام برد که تمام افراد جمعیت یک گونه را درکوتاه ترین زمان ممکن ازبین ببردکه دراین صورت دیگر نسلی ازآنها باقی نخواهد ماند.این فاجعه لزوما برخورد یک شهاب سنگ یا فوران آتشفشانی نیست.اعمال نادرست انسان هم می توانددر زمره این فجایع باشد.به عنوان مثال تصور کنیم یک شکارچی بی رحم به جان گونه ای ازیک جانور نادر و کمیاب دریک جزیره کوچک بیفتد.در ضمن فرض کنیم این جانور،تنها و تنها دراین جزیره زندگی می کندو درهیچ جای دیگری ازجهان ازجهان نمی توان فردی ازآن رایافت.نتیجه،نابودی کامل و درواقع انقراض ناگهانی این جانور و محو آن ازجهان هستی است.متاسفانه آمار انقراض ناگهانی گونه های زیستی به دست انسان بسیار بالاست.شاید یکی ازمثال های فراموش نشدنی آن نابودی نسل پرنده ای به نام دودو باشدکه درجزیره موریس می زیست وظرف مدتی کوتاه(کمتراز یک قرن)به دست مهاجران سفیدپوست به کلی نابود شدو به جرات می توان گفت انسان با طبیعت رقابتی عجیب برسرانقراض موجودات زنده دارد!
اما ازآن طرف انقراض تدریجی رامی توان به این شکل تعریف نمود:"تغییر تدریجی و دگرگون شدن موجودات زنده که میلیون ها سال به طول انجامیده وحالا شاهد گونه های تغییر یافته جدیدی ازآنها هستیم که دیگر کاملا مانند نیاکان خود نیستند".این تعریف مترادف بافرآیند تغییر شکل است.بهترین مثال هم برای این نوع انقراض،همان تغییر شکل دایناسورهاست که به تکامل پرندگان و خزندگان امروزی منجر شده است.از عوامل موثر در انقراض تدریجی می توان به تغییرات وسیع و طولانی مدت اقلیمی و جغرافیایی و تاثیر تدریجی آن بر ارگانیسم جانداران،سازگاری بامحیط و اصل انتخاب طبیعی،وراثت و جهش های ژنتیکی،شکار،مهاجرت ها و سایرعوامل زیست شناختی،بوم شناختی و زمین شناختی اشاره نمود.
بااین تفسیر،حال اگر بخواهیم بگوییم در گذشته موجوداتی وجود داشته اند که دیگر نسلی ازآنها باقی نمانده تا امروز به گونه ای جدید تبدیل شود،بهتر است دراین مورد ازواژه انقراض ناگهانی استفاده کنیم.مانند انسان نئاندرتال،ماموت ها وحتی برخی ازگونه های دایناسورها وغیره که همگی در درخت پرشاخ و برگ زندگی به شاخه ای خشکیده بدل شده ودیگر تداوم نیافتند.در غیراین صورت صحیح تر خواهد بود تا یا اصلا از واژه انقراض استفاده نکنیم و یا اصطلاح انقراض تدریجی رابه کارببریم.
اگر چه شاید کاربرد این تعریف ها هم به طور مطلق درست نباشد وبا درک بهتر مسائل مربوطه درآینده بتوان به تعریف هایی نزدیک تر به حقیقت رسید.شما چه می اندیشید نظرات شما عزیزان: شعبان
![]() ساعت20:06---11 فروردين 1391
با تشکر.ضمن ابراز تاسف برای تاثیر منفی انسان بر روی طبیعت و اینکه اصلا بفکر نسلهای اینده نیستن-بنظرم انقراضها در مواردی لازمه ی رشد و جایگزینی گونه های جدید است.
|
|
[ طراح قالب : انجمن زيست ] [ Weblog Themes By : biology.lu.lxb.ir ] |